و مثلاً دردی نداریروز مثلاً آفتابی ست،تو مثلاً شادمانیدر گذری،مثلاً نمی بینندت.همه مثلاً خوشحال،همه مثلاً آسوده.همه مثلاً خشنود،و تو هم مثلاً خوشحال.زندگی ادامه داردمثلاً در صلح.پرنده ها مثلاً آزاد،اینده مثلا روشن،همه مثلاً به فکر همه،هر کسی دوست، مثلاً.همه مثلاً به فکر تو،و به فکر جهان.و روز مثلاً میگذرد،و تو مثلاً میخندی،و دردی نداریمثلاً.(انس کیشویچ - ابتهاج نوایی)
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 9:14 توسط رسا
|
برچسب:
نویسنده: روژان نیکفر
تاريخ: چهارشنبه
3 آبان
1402 ساعت: 12:12