خرید بک لینک
و مثلاً دردی نداریروز مثلاً آفتابی ست،تو مثلاً شادمانیدر گذری،مثلاً نمی بینندت.همه مثلاً خوشحال،همه مثلاً آسوده.همه مثلاً خشنود،و تو هم مثلاً خوشحال.زندگی ادامه داردمثلاً در صلح.پرنده ها مثلاً آزاد،اینده مثلا روشن،همه مثلاً به فکر همه،هر کسی دوست، مثلاً.همه مثلاً به فکر تو،و به فکر جهان.و روز مثلاً میگذرد،و تو مثلاً میخندی،و دردی نداریمثلاً.(انس کیشویچ - ابتهاج نوایی) + نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 9:14 توسط رسا  | 

برچسب: نویسنده: روژان نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 12:12

میخوند:به کجاها برد این امید ما را ...پرسید که: به کجاها می بره؟گفتم: میبره به "کجاها"،"کجاها" جاییه که نمیشه تعریفش کرد،با هیچ کلمه ای و عبارتی،"کجاها" زیباترین جای دنیاست،بهترین چیزا رو میشه در "کجاها" پیدا کرد،فقط باید امید داشت،و ادامه داد ...و ادامه داد ........و ادامه داد ............ + نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۴۰۲ ساعت 1:23 توسط رسا  | 

برچسب: نویسنده: روژان نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 12:12

خوشا امشو که مهمون شماییم
کبوتر بر لب بوم شماییم
ترش رویی نکن مهمون عزیزه
خدا دونه که فردا شو کجاییم

+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۴۰۲ ساعت 7:37 توسط رسا  | 

برچسب: نویسنده: روژان نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 3 آبان 1402 ساعت: 12:12

صفحه بندی